تبلیغات
سایت کوروش کبیر2

سایت کوروش کبیر2

هخامنشیان

شنبه 28 شهریور 1388

فهرست مطالب

مقدمه

فصل 1:تاریخچه(شرح مختصری در مورد هنر معماری  هخامنشی)

              هنر هخامنشی

              آثار معماری و ساختمانی دوره هخامنشی

              آثار هخامنشیان

فصل 2:پاسارگاد،شوش(بررسی آثار بدست آمده از پاسارگاد و شوش)

              پاسارگاد

              شوش

فصل 3:تخت جمشید(بررسی آثار و ویژگیهای آثار بدست آمده از تخت جمشید)

             تخت جمشید

 

مقدمه

         با توجه به این كه هنر بازتاب زحمات،تلاش و حاصل زندگی انسانهاست و بخش بزرگی  از تمدن جوامع  مختلف را تشكیل می دهد،بررسی و شناخت آن در گذشته های دور و نزدیك بسیار مفید و ضروری است.در این تحقیق به طور اختصار در مورد پیكرسازی و برجسته كاری  دوره هخامنشیان توضیح داده شده و شرح مختصری در مورد آثار به جا مانده از  هخامنشیان در پاسارگاد،شوش و تخت جمشید.

 

 

فصل اول:

هنر در دوره هخامنشی

از میان هنرها، هنر معماری و هنرهای وابسته به آن اهمیت بسیاری داشت دلیل این امر آن بود كه حكومت هخامنشی فقط نیازمند هنری بود كه بتواند عظمت پادشاهان و به طور كلی امپراتوری را نمایش دهد.هنر معماری به خوبی می توانست این نیاز حكومت را برآورده سازد. در معماری هخامنشی آنچه بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد شكوه وعظمت قصرهای سلطنتی است و این شكوه بر دوشهای فرسوده مردم قرار گرفته بود.از این میان می توان به كاخ كوروش در پاسارگاد اشاره كرد و دیگری كاخ داریوش در شوش و تخت جمشید.

آثار معماری و ساختمانی دوره هخامنشی

از دوره هخامنشیان آثار باستانی زیادی بر جا مانده است كه می توان به ساختمانها و كتیبه های بسیاری اشاره كرد.مهمترین آثار معماری و ساختمانی دوره هخمانشی عبارت است از پاسارگار، تخت جمشید و نقش رستم، شوش، بیستون و بسیاری از آثار باستانی دیگر كه هر یك در نوع خود بی نظیر است و می توان معماری ساختمان آنها را از بی نظیرترین معماری جهان آن روزگار دانست.

آثار هخامنشیان

مهمترین آثار هخامنشیان در پاسارگاد.تخت جمشید و شوش وجود دارد.آثار موجود در پاسارگاد از همه قدیمی تر است.یكی از آثارمهم پاسارگاد مقبره كوروش است كه بومیان آنرا مشهد مادر سلیمان می نامند.این بنا مركب از اتاق كوچكی است كه بر روی پایه ای بلند قرار گرفته و ارتفاع آن به یازده متر می رسد.

در نزدیكی مقبره كوروش كتیبه ای از آن پادشاه به دست آمده است.آنچه از آثار تخت جمشید به جامانده است بیشتر به داریوش بزرگ و خشایار شا مربوط می شود.یكی از بخش های مهم آن تالار بارعام یا آپادانا است كه در آن كتیبه ای خشایار شا بچشم می خورد.قسمتهای دیگر تخت جمشید عبارتست از كاخ صد ستون.كاخ تچر یا قصر زمستانی وآثاری كه از سایر كاخ ها به جامانده است.درنقش رستم كه حدود سه چهارم فرسنگ با تخت جمشید فاصله دارد.مقبره داریوش كبیر و برخی دیگر از شاهان هخامنشی قرار گرفته است.

آرامگاه های مزبور در كوه كنده شده است .كتیبه ای از داریوش در مقبره وی بچشم می خورد.در شوش نیز آثاری از داریوش اول .خشایارشا و اردشیر سوم بدست آمده است كه بخش مهمی از آنها در موزه لوور فرانسه نگهداری می شود.

كتیبه های متعددی از شاهنشاهان هخامنشی در تخت جمشید.نقش رستم.بیستون وشوش به جای مانده كه مهمترین و طولانی ترین آنها كتیبه بیستون از داریوش بزرگ است.این كتیبه ها عموما به خط میخی تحریر یافته است.از جمله آثار مهم مربوط به دوره هخامنشی كه در سالهای اخیر به دست آمده.چهار لوحه زر و سیم از داریوش بزرگ است كه در تخت جمشید پیدا شده و پادشاه مزبور حدود متصرفات خود را بر روی آنها ضبط كرده است.

 

فصل دوم:

پاسارگاد

وقتی كه كوروش امپراتوری ایران را تاسیس كرد اولین اقامتگاه خود را در پاسارگاد كه در 30 كیلومتری شمال شرقی تخت جمشید (نزدیك شیراز) می باشد، ساخت.پاسارگاد مجموعه ای از كاخها و باغها بود. ساختمانی برای مراسم  سلطنتی و ناحیه مقدس با دو  آتشكده و آرامگاه كوروش كه به شكل خانه ای با سقفی شیب دار كه بر پله های سنگی قرار دارد، می باشد.پاسارگاد حتی پس از بنای تخت جمشید اهمیت خود را به عنوان مركز تشریفاتی و آیین مذهبی حفظ كرد. نام پاسارگاد در بعضی جاها به نام مشهد مادر سلیمان و یا مشهد مرغاب مشهور است.

 

مقبره كوروش در پاسارگاد

پاسارگاد شامل كاخ ها و باغ ها و كتیبه های بسیاری بود كه ساختمان كاخهای اصلی رابا سنگهای بزرگ تراشیده و با نقوش برجسته آراسته كرده بودند.شروع ساختن آنجا از زمانی شروع می شود كه كورش بزرگ، سرزمین های ماد و پارس را به تصرف خوددر آورد  و در پاسارگاد قلعة دفاعی مستحكمی بنا نمود.البته باید بدانیم كه نام قدیم پاسارگاد احتمالا «پارسه گد» بوده كه به معنای «اردوگاه پارسیان» می باشد ساختمانهای پاسارگاد مظهر كاملی از هنر معماری ایران در عصر هخامنشی بوده است.

آرامگاه كوروش از جمله آثاری است كه در پاسارگاد به جا مانده و آن به صورتی است كه سقفش به صورت شیروانی و به وسیله سنگهای تراشیده چهارگوش پوشیده شده است. كاخها و معبادی نیز در پاسارگاد وجود داشته كه امروزه جز ویرانه ای از آن برجای نمانده است.

شوش

منطقه باستانی شوش در خوزستان امروزی، پایتخت امپراتوری وسیع ایلام بود كه دردوره هخامنشیان پایتخت اداری آنها و محل خزانه پادشاهان گردید. و دارای كاخ ها زیاد از جمله كاخی به نام آپادانا بود كه به دست داریوش بزرگ بر فراز تپه ای بنا گردید.

تمام تزئین كاخ آپادانا به وسیله آجرهای لعاب دار صورت گرفته بود و فقط ستونها و پاشنه های دروازه ها از سنگ ساخته شده بود. از نظر هنر، مهمترین چیزی كه از عصر هخامنشی در شوش یافت شده است دو حاشیه می باشد كه از آجر لعاب داده براق ساخته شده و معروف به حاشیه شیران و حاشیه تیراندازان است. كه یك عده از سربازان جاویدان نشان داده می شوند. تصاویر سربازان جاویدان از آجرهای رنگارنگ براق ساخته شده است.كاخ شوش پس از آتش سوزی، تنها به جهت سكونت مورد استفاده واقع نگردید ولی پایتختی به اهمیت شوش نمی توانست برای مدت درازی از اقامت شاهان در آن محروم باشد و به همین دلیل كاخهای كوچكی پس از آن  در كنار ویرانه های دیگر ساخته شد.

 

 

سرستون قصر شوش

فصل سوم:

از عصرمادهااثرقابل توجهی در پیكرسازی به دست نیامده است.ولی دردوره هخامنشی با آثارمعتبری رو به روهستیم كه در پاسارگاد،تخت جمشید و شوش قراردارندومافقط به بررسی آثاری كه از تخت جمشید به دست آمده اكتفا می كنیم.نام اصلی تخت جمشید (پارسه)بوده است،وامروز ثابت شده كه این مكان جنبه ای مقدس برای هخامنشیان داشته است.آثاری كه از تخت جمشید باقیمانده بیشترشامل نقوش برجسته است.این نقش برجسته كاری ها بردیواره تالارهای مختلف كنده شده اند. بهترین و سالمترین نقشها متعلق به تالار آپادانا است،آنچه درتمام تخت جمشید جلب نظر می كند رعایت كامل تقارن است.اگردرتعداد ستونها هر تالاردقت كنیم عددی زوج میابیم،اگر به نقش روی دیواره ها خوب دقت كنیم در تمام آنها رعایت تقارن را می بینیم.      (تصویر۱-1)                                               

تصویر۱-1-نقشه تالار آپادانا كه تمام نقشهای جبهه شمالی وشرقی آن كاملا متقارن هستند.

نكته دیگردر بررسی آثارباقیمانده-خود نقشها هستند.چنانكه اشاره شد دولت هخامنشی براكثر دولتهای همجوارخود تسلط كامل یافت،وهمین امر باعث استفاده از تمدن وهنر مردم آن دولتها گردید.اگر در نقش برجسته ها خوب دقت كنیم می بینیم كه چقدربا آثار مصر باستان شبیه هستند،بدنهاازروبه رووصورت وپاهاازنیمرخ اند ویامثلاگاو بالداری كه درمدخل تالارورودی تخت جمشید قراردارد،كاملاشبیه آثار آشوریان است.(تصویر۲-1و۳-1)ازاین نمونه كه عبارت ازتلفیق چند حیوان با یكدیگراست ،در تخت جمشید باز هم یافت می شود.

تصویر۲-1- نقش برجسته ای از دیواره تالار آپادانا-تخت جمشید.در این نقوش بدن از روربرو وصورت وپاها از نیمرخ هستند.

تصویر۳-1-گاو بالدار آشوری،بین النهرین

عده ای بر این گمانند كه این نقشها جنبه نمادین(سمبلیك)وافسانه ای داشته اند.این عقیده با ارائه شكل سرستونها بیشتر قابل قبول می گردد.درسرستونهاازسه حیوان خاص استفاده شده است.واین سه شكل بارها در تخت جمشید دیده می شود،گاه به صورت منفردوگاه به شكل در هم آمیخته. 

                                                                                                                                                                                                                   

درتخت جمشید نقش برجسته ای وجود دارد كه در میان سایر نقش برجسته ها منحصربه فرد است(۴-1)این نقش برجسته تنها نقشی است كه یك رویداد را روایت میكنددرحالی كه اكثر نقوش دیگراین جنبه روایتگری راندارند.نقش هایی راكه گویای اتفاقها هستند روایتگر می خوانیم.            

.تصویر۴-1-نقش برجسته (متظلم مدی)ازتخت جمشید،كه دارای حالت(روایتگری)است.این نقش گویای شكایت كسی است كه براوظلم شده است وازمظلومیت خوددرنزدداریوش شكوه میكند.

نقش برجسته دیگری هم دربیستون وجود داردكه از همین خاصیت برخوردار است.این دو نقش برجسته تنها آثار هخامنشی هستند كه ازخاصیت روایتگری برخوردارند واگر یك قیاس تصویری بین نقش برجسته های آشوری وهخامنشی به عمل آوریم،این نكته واضح تر می گردد.به این معنی كه ما در آثار آشوری شاهد اتفاقها،جنگها وحتی زندگی مردم آشورهستیم،اما در آثارهخامنشی شاهداین رویدادها نیستیم.

درنقش برجسته ها وفضای مطرح درتخت جمشید نكته قابل توجه در تاكید برعظمت نمایی است.اگربه تصاویری كه شامل طرح بازسازی شده تخت جمشید است بنگریم،این ویژگی كاملا قابل درك است.حتی ارتفاع واقعی ستونها وخود صفه تخت جمشید نسبت به اشل انسانی،جنبه عظمت جویی را به خوبی القا میكند.

آثار دیگری كه از تخت جمشیدبه دست آمده شامل چند پیكر،ازجمله یك شیر. سر یكی از بزرگان هخامنشی(تصویر۵-1)وهمچنین مجسمه داریوش اول كه بالا تنه آن به دست نیامده است.

 

تصویر۵-1-مجسمه سر یكی ازبزرگان هخامنشی

 

در مجسمه داریوش اول تاثیرسبك هنری مصر باستان به خوبی آشكار است.این مجسمه دقیقا بر اساس مجسمه های مصری ساخته شده و یك مقایسه تصویری این نكته را بهترروشن می سازد.(تصویر۶-1و۷-1)

تصویر۶-1-مجسمه داریوش اول ازسنگ.    تصویر۷-1-مجسمه مصری ازچوب.

تخت جمشید

تخت جمشید كه آن را پرسپولیس نیز می گویند به معنای شهر پارسها می باشد و در دوره هخامنشی  «پارسه» نامیده می شد.تخت جمشید مركز فرماندهی شاهنشاهی ایران بود و سه پایگاه فرمانروایی دیگر از جمله پاسارگاد، اكباتان و بابل هم وجود داشت.داریوش در زمانی كه كشور در صلح و آرامش به سر می برد به مسافرتهای زیادی در داخل كشور می رفت و اگر هم در جایی توقف طولانی می نمود پارس را بر بابل و شوش و همدان ترجیح می داد و به همین جهت در پارس در محلی كه امروزه به تخت جمشید معروف است بناهای زیادی را ساخت.

باید بدانیم كه شاهان هخامنشی در طول مدت فرمانروایی خود را ایران شش پایتخت داشتند:

1-  انشان، كه ازم دتها قبل شهری مهم بود و حتی پیش از هخامنشیان از پایتختهای ایلام به شمار می رفت. این شهر در ابتدای سلطنت كوروش دوم و بعد از او مدتی پایتخت بود و پس از تصرف هگمتانه و  بابل از رونق افتاد و مركزیت خود را از دست داد.

2-  هگمتانه (همدان) پایتخت قبل از هخامنشیان یعنی مادها بود و وقتی كه مادها به وسیلة هخامنشیان شكست خوردند هگمتانه هم به دست آنها افتاد و پس از آن هخامنشیان تابستان را در آنجا می گذراندند.

3-  بابل، كه پایتخت باستانی سرزمین بابل بود كه به تصرف كوروش در آمد و از آن پس دربار هخامنشی،  پائیز و زمستان را در آنجا گذراندند.

4-  شوش، كه پایتخت قدیمی ایلامیها بود و جایی بود كه هخامنشیان درفصل بهار در آنجا بودند و شوش پایتخت اداری شاهنشاهی ایران بود.

5-     پاسارگاد، كه كوروش تاسیس كرد.

6-     تخت جمشید، كه داریوش اول آن را بنیاد نهاد

تخت جمشید درایام نوروز

البته پس از مرگ كوروش، پاسارگاد مركزیت خود را از دست داد اما به احترام كوروش همچنان آباد بود و شاهان هخامنشی مراسم تاجگذاری را در آنجا به عمل می آوردند. ولی تخت جمشید كه مانند پاسارگاد در مركز سرزمین هخامنشیان قرار داشت مكانی بود كه بزرگان كشورهای تابعه دولت ایران با دولتهای خارجی برای اهداء هدایا به این جا می آمدند ونیز تخت جمشید محلی بود كه مراسم جشن عید نوروز در آنجا انجام می گرفت. به هر حال تخت جمشید با آن همه كاخها و ساختمانهای مجلل به دست اسكندر مقدونی به آتش كشیده شد و ویران گردید.

همانطور كه گفته شد تخت جمشید در حقیقت یك پایتخت و كاخ تشریفاتی بود كه شاهنشاهیان هخامنشی در هنگام صلح و آسایش و در اواخر زمستان و ماههای اول بهار و به هنگام برگزاری جشن نوروز در آنجا می ماندند و بقیه سال را به این ترتیب كه تابستان را در هگمتانه (پایتخت قدیم شاهان ماد) را در شوش را در شوش (پایتخت قدیم ایلام) و یا احتمالا در بابل به سر می بردند.

تخت جمشید بربالای یك محوطه سنگی بزرگی بنا شده است كه این بناها، اختصاص به سكونت شاهنشاه، ولیعهد و ملكه و شاهزادگان و دیگر زنان دربار داشت و قسمتی نیز جهت پذیرایی از فرستادگان كشورهای دیگر بود.   

نقش داریوش وافسران ازگنجینه تخت جمشید

كاخهای زیادی در اینجا ساخته شد و قسمتهایی كه مربوط به پذیرایی های رسمی و آمدن نمایندگان كشورها و برگزاری جشنهای ملی و مذهبی بوده، دارای وسعت زیاد می باشد. بر بالای این ساختمانها كتیبه هایی وجود دارد كه به خط میخی نوشته شده و یكی از این نوشته های مهم داریوش بزرگ می باشد كه ترجمه قسمتی   از آن چنین است:

« اهورامزدای بزرگ كه بزرگترین خدایان است، او درایوش را پادشاهی داد، او به وی سلطنت را عطا فرمود، به لطف اهورامزدا داریوش شاه است...»

كاخهای بزرگ پادشاهان هخامنشی در تخت جمشید از زمان داریوش اول یعنی از سال 521 قبل از میلاد مسیح (ع) ساخته شده است.نام داریوش اول و پسرش خشاریارشا و در بعضی از قسمتها نام اردشیر اول و اردشیر سوم، بر سنگ نوشته های میخی كاخها حك شده است.بعد از داریوش، خشاریارشا، ساختن بناهای تخت جمشید را ادامه داده و اردشیر اول و سوم نیز ساختمانهای دیگری بر بناهای تخت جمشید افزودند.

پلكان های بزرگ ورودی، پله هایی هستند كه از آنجا وارد كاخهای تخت جمشید می شدند و در كنار پله ها تصاویر بسیاری از نقش های اقوام و ملتهای دیگر كه برای پادشاه ایران هدایا می آوردند دیده می شود. قصر آپادانا از جمله قصرهای تخت جمشید است كه تصویر دو جفت گاو بالدار نگهبان بر درگاه آن كنده شده است. كاخ آپادانا مهمترین كاخ تخت جمشید است كه از لحاظ وسعت و هنر یكی از شاهكارهای جهانی به شمار می رود  كه همان كاخ داریوش بزرگ است.

داخل سالن مركزی كاخ آپادانا را كاشیهای رنگین كه به شكل حیوانات از قبیل شیر، گاو و درختان سرو و نخل نقاشی شده بود تشكیل می داده است. و سقف تالار مركزی و ایوانها با چوپ پوشیده شده است. در قصر آپادانا نقش های دیگر دیده می شود از جمله سربازان معروف به جاویدان كه نگهبان شاه بودند و نقوش اقوام ملتهای دیگر مانند ارمنی ها، بابلی ها، لیدی ها، سغدی ها و ... كه برای پادشاه هدیه می آورند.

پذیرایی اشخاص در كاخ داریوش انجام میگرفت و روی پله هایی كه به طرف كاخ سه دروازه كشیده شده تصویر برجستة خدمتگزارانی دیده می شود كه ظروف خوراكی در دست دارند و بره ها را برای كباب شدن می برند.تالار دیگری درتخت جمشید وجود داشت كه اكنون بقایای آن باقی مانده و آن كاخ صد ستون می باشد كه دارای صد ستون بود و بزرگترین كاخ پذیرایی از لحاظ وسعت بود، این كاخ، كاخ خشایار شا بود، و به تالار تخت نیز معروف است.این تالار از تمامی تالارهای تخت جمشید مجلل تر بوده و به احتمال زیاد، شاه در این تالار هدایای نمایندگان ملتهای دیگر را می پذیرفت.

تخت جمشید

كاخ مركزی كاخ دیگری در تخت جمشید بود كه چون در وسط سایر كاخهای تخت جمشید قرار گرفته، بدین جهت آن را میتوان كاخ مركزی نامید و این كاخ به «قصر سه دروازه» نیز معروف بوده چرا كه دارای سه دروازه نسبتا بزرگ بوده است.كاخ «هدیش» كاخی دیگر از كاخهای اختصاصی خشاریارشا در تخت جمشید می باشد و كاخ «تچر» كاخ دیگری بود كه به علت صیقلی و شفاف بودن سنگهای آن به نام «تالار آینه» نیز معروف گردیده است. 

در تخت جمشید آثار دیگری وجود دارد كه عبارتند از: حرمسرا، ساختمانهای خزانه داریوش، جایگاه نگهبانان قصر، چاه سنگی، دبیرخانه شاهی، آرامگان اردشیر دوم و سوم و استخر سنگی.ستونهای هخامنشی در تخت جمشید از جمله آثارهنری دیگری است كه نمی توان آن را نادیده گرفت و معماران دربار هخامنشی برای ستونهای كاخ تخت جمشید چهار نوع سر ستون را انتخاب كرده اند، سر ستون به شكل گاو، به شكل شیر، به شكل گریفون و به شكل لاماسو كه این نوع حیوانات، حیوانات افسانه ای می باشند.                                       

 

تصویری از شوش

  • نظرات() 
  • هخامنشیان

    شنبه 28 شهریور 1388

    سرود ملی ایران

    ای ایران ای مرز پرگُهر ای خاکت سرچشمهٔ هنر
    دور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان
    ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم
    مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست اندیشه‌ام
    در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
    سنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است
    مهرت از دل کِی برون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم
    تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست
    مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست اندیشه‌ام
    در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
    ایران ای خرّم بهشت من روشن از تو سرنوشت من
    گر آتش بارد به پیکرم جز مهرت در دل نپرورم
    از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم مهر اگر برون رود تهی شود دلم
    مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست اندیشه‌ام
    در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
    عکس کوروش کبیر اتحاد کوروش بزرگ


     
    هتل های کیش
    داریوش
    هتل کوروش
    در حال ساختن هتل کوروش در پارک دلفین های کیش
    ای ایران ای مرز پر گوهر

    سواد  ایرانیان

    هرودوت در کتاب خود نوشته که به چشم خود دیده که سربازان ایرانی سواد خواندن و نوشتن دارند

    در حالی که در همان موقع بیشتر افسران یونانی سواد خواندن و نوشتن نداشتند و حتی "لئونیداس" پادشاه کشور اسپارت که جنگ او با 300 سرباز در تنگه ی "ترموپیل" در مقابل خشایار شاه فقط مقدمات خواندن و نوشتن را می دانسته و نمی توانست با تسلط بخواند و بنویسد و در بین 300 سربازش حتی یک نفر هم سواد نداشته است.

    گرچه در ایران در دوره ی هخامنشیان مردم از لحاظ صنفی به چند طبقه تقسیم می شدند ولی نه مزایای طبقاتی(از لحاظ مالی) و نه تبعیض در آموزش و پرورش و ایرانیان عقیده داشتند همانطور که باید برای ادامه ی زندگانی کار کنند برای خواندن متون مذهبی هم باید خواندن و نوشتن را فرا بگیرندو یکی از دلایل با سوادی ایرانیان حتی در پایان دوره ی هخامنشیان اینست که در تمام خانه های ایران کتاب و به خصوص کتابهای مذهبی وجود داشته و اگر سواد نداشتند در خانه ی آنها کتاب یافت نمیشد(در حالیکه همه ی خانه ها کتاب داشتند) در واقع سواد داشتن با واجب دانستن آن توسط دین جزو فطرت ایرانیان شد که بعد از حمله ی عربها نیز از بین نرفت.

    بعد از حمله ی عربها بعضی از مورخان سطحی گفتند که اعراب سواد و کتاب خوانی و کتاب نویسی را به ایرانیان آموختند در صورتی که کلمه ی کتاب که وارد زبان عربی شد کلمه ای ایرانی است و از ریشه ی "کتو"می باشد.

    عربها کتاب نمی خواندند و کتاب نمی نوشتند و بعضی عربها حتی در طول عمر خود یک کتاب هم ندیده بودند.

    "ارنست رنان"نویسنده و لغت شناس و فیلسوف فرانسوی می گوید فرهنگ و ادب عرب از ایرانیان جان گرفت واگر آنچه را که به وسیله ی فرهنگ و ادب ایران وارد زندگی اعراب گردید ازآنها منتزع کنیم تنها عرب می ماند و شتر او...

    "پروفسورکامرون":اگر در ایران مبادرت به حفاری کنیم بعید نیست آثار و اسنادی به دست بیاید که باعث حیرت جهانیان شود و به خصوص ثابت گردد ایرانیان اولین معلم خط و الفبا در جهان بوده اند.

     

    اینست افتخار من... من ایرانی به فرهنگ سرزمینم... به ایرانم...

     

    در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما              پاینده باد خاک ایران ما              

     

     
     
    سلام به همگی

    این شعر رو یکی از دوستان وبلاگ نویسم واسم فرستاد و من با اجازه ی ایشون اینجا می نویسمش:

    آرام بخواب کوروش!
    دشمنان فرزند نمایت
    تشنگی خاک به معرفت را
    در آب غرق خواهند کرد
    آوازه ات اگر چه بلند
    و فرامین ات اگر چه جهانی
    اندیشه هایت اگر چه انسانی
    اما خصم بداندیش ات
    حتی به سهم ناچیز تو
    از دنیای خاکی هم رحم نمی کند
    آرام بخواب کوروش!
    اگر دو هزار و پانصد سال
    آسمان آبی
    به تماشای مقبره ات می بالید
    از این پس
    آبی آب، تو را در آغوش خواهد کشید
    آرام بخواب کوروش!
    اگر روزی دختران و زنانت را
    با حقارت و اسارت
    در بیابانهای خشک و سوزان
    به نمایش میگذاشتند
    امروز نیز آن تاریخ
    در بیابانهای زرق و برق گرفته
    تکرار میشود
    آرام بخواب کوروش!
    اگر روزی بیگانگان
    خاکت را به توبره میکشیدند
    امروز سفیران غم و نکبت
    خود این کار را میکنند...
    چه سر گذشت غم انگیزیست کوروش!
    فرزندان بی انصافت
    مهربانی تو را کجا جا گذاشته اند؟
    گویا فراموش کردن
    ندای جهانی صلح تو
    برای فرزندانت
    آسانتر از گردن نهادن
    به خشم تمدنسوزان بوده است.
    چگونه در خرابه های تو
    و در بقایای کتیبه های نابود شده ات
    بر دشمنان زبون نماز گزارم...

     
     

    سرزمین من...ایران من...

    تا به حال به این فكر كرده اید كه چرا این همه سنگ نبشته در گذشته و در زمان قاجار از

    كشور خارج شد؟پس مطلب زیر را بخوانید:

     

    "گرچه ابن اثیرمورخ معروف شرق در تاریخ خود از كوروش نام برد ولی ما پادشاه بزرگ ایران را از زمانی می شناسیم كه كتاب های اروپایی در ایران خواننده پیدا كرد.

    اسم كوروش فقط از یكصد و شصت سال پیش از این به گوش ما خورده است و در آغاز تنها چند تن از خواص اطلاع حاصل كردند كه در ایران باستان پادشاهی بزرگ به نام كوروش وجود داشته است.اروپاییانی هم كه برای تحقیق تاریخی به ایران آمدند ما را از نتیجه ی تحقیقات خود بدون اطلاع گذاشته و نباید از این حیث خرده گرفت(عده ای حتی كوروش را از قبایل وحشی می دانستند)

    "سرهنری-راولین سون" خاور شناس و محقق انگلیسی كه به ایران آمد و كتیبه های بیستون را خواند هنگامی كه در ایران به سر می برد  در تمام این كشور حتی یك نفر هم وجود نداشت كه بتواند بفهمد آن مرد راجع به كتیبه های بیستون(بهستون) چه می گوید و او هم كه در ایران یك مستمع پیدا نكرد به اروپا رفت و نتیجه ی تحقیقات  خود را در غرب منتشر كرد.

    حتی   "پروفسور كامرون" آمریكایی كه 15 هزار كتیبه ی تخت جمشید را خواند در ایران مستمع پیدا نكرد و نتیجه ی تحقیقات خود را در غرب منتشر كرد.

    البته لازم به ذكر است كه در مورد كوروش هخامنش 4هزار كتاب در دنیا وجود دارد و كسی تنها می تواند در مورد او اظهار نظر كند كه تمامی این كتاب ها را خوانده باشد.

     

    كتزیاس می گوید:كوروش ایرانیان را مبدل به یك ملت صنعتی كرد و طوری صنایع ایران در دوره ی هخامنشیان پیشرفت كرد كه از كشورهای دیگر برای فرا گرفتن صنعت به ایران می آمدند و پس از مدتی كارآموزی به وطن خود مراجعت می كردند

    آربان می گوید:حقی كه كوروش بر گردن ایرانیان دارد به قدری زیاد است كه هرگز ایرانی ها نخواهند توانست آن را ادا كنند و هر قدر او را تجلیل كنند سزاوار است.

     

    این نوشته تنها نوشته ای تاریخی است همین...

     
     

    پادشاه ایران زمانی كه به سلطنت رسید به این فكر افتاد كه روابط بین ایران و یونان باستان را گسترش دهد و صلح را بین ایران و سایر ملت های بزرگ برقرار كند به همین دلیل تصمیم گرفت هیئتی را از ایران برای شركت در پنجاه و پنجمین المپیاد یونان اعزام كند .

    او به همین منظور گروهی از  زوبین داران برجسته ایرانی را انتخاب كردتا زوبین بیاندازند و نشان بدهند كه ایرانیان خواهان صلح هستند چون المپیادها كه هر چهار سال یك مرتبه در یونان در دامنه كوه اولمپ(كه خدایان یونانی طبق افسانه ای بالای كوه زندگی می كردند) تشكیل می شد برای برقرار شدن صلح بود.

     قرار بود كه همسرش "امی تیس" شهبانوی  اسپرتمن ایران نیز كه از خود شاه تعلیم سواركاری و تیر اندازی دیده بود همراه این گروه به یونان برود ولی متوجه شد كه باردار است و این واقعه مانع از این  گردید كه شهبانوی ایران در المپیاد 55 كه در سال پانصدوچهل و هشت قبل از میلاد در یونان تشكیل گردید شركت كند.

    شركت دادن ورزشكاران ایران در المپیاد یونان نشانه ی وسعت فكر و علو روح و صلح طلبی شاه ایران است.

    هم زیستی مسالمت آمیز را اولین مرتبه كوروش در جهان متداول كرد و به آن عمل نمود او تلاش می كرد شرق و غرب در صلح و ارامش باشند.

    هرودوت می گوید:كوروش یك پادشاه نمونه بود و تا امروز دنیا پادشاهی چون او ندیده است و تمام صفاتی كه باید در یك پادشاه  وجود داشته باشد در او مجتمع بود.

     

     
    پاسارگاد

    كوروش بعد از اینكه پادشاه ایران شد مبادرت به ساختن اولین شهر نمونه كرد كه بعد شهرهای دیگر ایران هم چنان در دوره سلطنت كوروش از روی آن شهر نمونه ساخته شد.

    شهر نمونه ی مزبور كه اینك خرابه هایش نزدیك قریه ای به اسم مشهد مرغاب در فارس است به اسم پازارگارد خوانده می شد كه امروزه آن را پاسارگاد یا پازارگاد می گویند.

    خرابه های شهر پازارگاد امروزه دو كیلو متر و نیم طول و هفتصد متر و در بعضی نقاط هشتصد متر عرض دارد ;ولی این خرابه ها بازمانده تمام شهر پازارگاد نیست بلكه فقط بازمانده كاخ سلطنتی می باشدو شهر پازارگاد خیلی بیش از این وسعت داشته است و تنها قسمت وسیع شهر به مناسبت اینكه با مصالح درجه یك و به خصوص سنگ ساخته نمی شد از بین رفته ;ولی خرابه های سلطنتی باقی مانده است.

    از آن موقع تا روزی كه كوروش زنده بود چهل شهر را در ایران ساخت و اكثر شهرهای بزرگ امروزی ایران از بناهای كوروش است.

    استرابون می گوید:"وقتی ما وارد پاسارگاد (پازارگاد)  شدیم, دویست سال از ساختمان آن شهر از طرف كوروش گذشته بود;معهذا عمارات شهر طوری استحكام داشت كه پنداری بیش از چند سال از ساختمان آنها نگذشته است" و روایتی است كه بعضی از ساختمان های پازارگاد تا پایان دوره ی ساسانیان باقی بود.

     

     

     

     

    فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاك بسپارندتا اجزا بدنم ذرات خاك ایران را تشكیل دهد

     

                                                 كوروش كبیر(فرزند هخامنش)

     

     ۲۰  خرداد سالروز درگذشت كوروش كبیر.شاه شاهان.فرزند هخامنش را به ایرانیان تسلیت می گویم 

     

    شاه شاهان

     

    استرابون كه با اسكندر به ایران آمد و مقبره كوروش را دید می گوید:

    اسكندر بعد از اینكه مقابل مقبره رسید همانطور كه در معبد خدایان یونانی رعایت احترام میكرد مراسم احترام را بجا آورد و به كسانی كه اطرافش بودند گفت:

    "این كسی است كه بزرگترین پادشاه جهان بود و امیدوارم خدایان به من توفیق دهند كه مثل او شوم"

     

     

     

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :